طب سنتي ايران
طب سنتي ايران، يک مکتب طبي کامل و پويا است که جهان را به عنوان نظام احسن و آفريده خالق عليم و حکيم مي نگرد و پزشک را از بابت تسلط و احاطه او به علوم مختلف و درک صحيح او از جهان هستي حکيم ناميده است.ريشه هاي مکتب طب سنتي ايران به بيش از 3000 سال قبل مي رسد، طبق نقل سيريل الگود مورخ پزشکي * قبل از طب يوناني وجود داشته است و ايرانيان اصول آن چيزي را که طب يوناني ناميده شده، به يونانيان تعليم دادند و در ايران قديم وضعيت طب پيشرفته تر از آشور بود* ستارگان طب سنتي ايران مانند ابن سينا، رازي، علي بن عباس اهوازي، ابن ابي الصادق نيشابوري، سيد اسماعيل جرجاني و عماد الدين محمود شيرازي حدود هشت قرن هدايت دانشگاه هاي طب در غرب و شرق را بر عهده داشتند.دکتر نرمن هاوارد جونز در مجله سازمان بهداشت جهاني در سال 1972 مي نويسد:
مهمترين مولف کتابهاي طبي در اسلام ابو علي الحسين ابن سينا مي باشد... کتاب طبي او که به نام موسوم است و تا کنون هرگز کتابي به اين اندازه شهرت نداشته است، مدت 500 سال در دانشکده هاي پزشکي اروپا و آسيا تدريس مي شده است.
منطق علمي طب سنتي ايران
اصول روش تغذيه در مکتب طب سنتي ايران بر يک جمله استوار است و آن اينکه * بر هر فرد لازم است تغذيه اي مخصوص بخود بر اساس مشخصات فردي خود داشته باشد.*طب سنتي ايران بر پيشگيري از بيماريها با آموزش روش صحيح زندگي تاکيد دارد و پزشک موفق را پزشکي مي داند که سلامتي جامعه را حفظ نمايد و خود به خود با اين تدبير تعداد بيماران و مصرف دارو کاهش خواهد يافت.با اين رويکرد طب سنتي ايران را بيماريها را به سه دسته تقسيم بندي مي کند:
الف) بيماري هاي سوء مزاج:
و آن افرادي هستند که معمولا اصول تغذيه اي مناسب مزاج خود را رعايت نکرده اند و دچار کثرت يا غلبه يک يا دو کيفيت از کيفيات چهارگانه (سردي، گرمي/ خشکي يا رطوبت) در بدن خود شده اند.
ب) بيماريهاي سوء ترکيب:
که بيماريهايي است که ترکيب و يا تعداد طبيعي قسمتي از بدن دچار اشکال است مانند کسي که بدون قسمتي از بدن بدنيا مي آيد ( مرومليا).
ج) بيماريهاي تفرق و اتصال:
که در اينجا اتصال طبيعي در يک عضو از بين مي رود ( مثلا در شکستگي ها ) و يا تفرق طبيعي از بين مي رود ( مثلا اندامي به علت بد جوش خوردن دچار محدوديت حرکت مي شود). بعد از تشخيص نوبت به درمان مي رسد که مراحل درمان در طب سنتي ايران به اين نحو است که در گام اول تدابير بالاغذيه مي کرده اند يعني با اصلاح برنامه غذايي اقدام به درمان بيماريها مي کرده اند.اگر بيمار با اين روش جواب نمي گرفت نوبت به تدابير بالادويه مي رسيد، يعني دارو درماني و در گام آخر اگر بيماري شديدتر بود، نوبت به کارهاي با دست ( تدابير باليد ) نظير جراحي ها ، فصد و ... مي رسيد. |