اخبار

نظرسنجي

بيمارستان شيخ مخصوص كودكان مي باشد،دوست داريد چه مطالبي را در آن بيشتر ببينيد؟

تغذيه و تربيت كودكان 27.7%
مقالات جديد 16.8%
كادر درماني و اداري 6.8%
عكسها و تصاوير 25.3%
بيماريهاي كودكان 22.6%


مشاهده نتايج

صفحات پر بازديد

مركز آموزشي ، پژوهشي و درماني دكتر شيخ ( 190903 )
روشهای درمان ( 78289 )
كليه ها و مجراي ادراري ( 68164 )
برنامه درمانگاههاي فوق تخصصي ( 62841 )
راهنمای نگهداری شير مادر ( 53132 )
گرفتن مايع نخاعي ( 49126 )
برنامه غذايی دوران شيرخوارگی ( 43049 )
دوشيدن شير با دست ( 40296 )
رشد ذهنی نوزادان ( 38044 )
عفونت ادراري ( 35378 )
زندگینامه دکتر شیخ ( 32517 )
خواص برخی ميوه ها ( 28650 )
معرفي اعضاي هيات علمي ( 23643 )
مشکلات شيردهی ( 23109 )
بيماريهاي سيستم عصبي ( 21417 )
بيماريهای گوش ( 20270 )
عوامل موثر در رشد ( 20247 )
مراحل رشد و نمو ( 19436 )
معرفی واحد راديولوژی ( 19362 )
اتاق عمل ( 19213 )
معرفی واحدهای درمانگاهی ( 18446 )
سن شروع نخستين غذا ( 18183 )
تومور گرانولوزاسل جوونايل تخمدان ( 18089 )
پوره سيب زمينی ( 16575 )
بررسي تأثير روروك بر ميانگين سن اكتساب ( 15905 )

 

دكتر اسفنديار بداغي

 

در روز سيزدهم اسفند 1313 خورشيدي در شهر بيرجند به دنيا امدم . سالهاي نخست زندگي در نقاط مرزي و شهرهاي استان هاي خراسان ، سيستان و بلوچستان سرانجام شيراز به تندي گذشتند. در هفت سالگي در فردوس به دبستان رفتم. سالهاي بعدي ابتدايي و دبيرستان را در بيرجند ف زابل و زاهدان ، رضائيه ، تبريز و سرانجام تهران گذراندم.

بيماري استئوميليت كه در سال نخست دبستان به ان گرفتار شدم تا چهارده سالگي همه ساله يك يا چند بار حالت حاد به خود مي گرفت و مرا چند روز تا چند ماه به ويژه ميان ماه اسفند تا ارديبهشت در بستر نگاه مي داشت .

به ادبيات فارسي بسيار گرايش داشتم ولي پدر و مادرم هر دو به حرفه پزشكي اشتياق وافري نشان مي دادند .

در دوران دبيرستان ، قيام ملت ايران براي احياي حقوق از دست رفته در مورد نفت بر جامعه ، خانواده ام و من بسياراثر گذاشت . به طوري كه در پشتيباني از دولت وطن خواه و اصلاح طلب دكتر محمد مصدق ، پدرم كه افسر ژاندارم بود ف مادرم ، و من بس بسيار كوشا بوديم . سرنگوني دولت قانوني مصدق به دست انگليس و آمريكا و كارگزاران داخلي ايشان در روان خانواده اندود فراوان به جا گذاشت. و موجب شد كه من با ياري دوستان دبيرستاني مدت چند سال پس از كودتا از مبارزه آشكار و پنهان دست نكشيم.

گذراندن ازمون دشوار سال پنجم دبيرستان به هنگام وزارت فرهنگ آقاي دكتر مهدي آذر ، سال ششم به نحو درخشان ، و پذيرش در كنكور پزشكي دانشگاه تهران در زمره نفرات نخستين در سال 1313 به همراه تجربه هاي غم انگيز دوران كودكي در مورد اهميت خدمات پزشك و در دوره نوجواني در زمينه دستيابي به آزادي و سربلندي ملي بر پايه حس احترام نسبت به نظرات پدر و مادرم ، موجب نام نويسي در رشته پزشكي گرديد .

استادان دانشمند و وظيفه شناسي مانند زنده يادان دكتر نيك نفس ( كالبد شناسي ) دكتر شفا ( ميكروب شناسي ) ، دكتر ضياء شمسا ( آسيب شناسي ) ف دكتر گيتي ( فارماكولوژي و طب تجربي ) ، دكتر مهدي اذر ( طب داخلي ) ، دكتر نجم آبادي و بويژه دستياران جراحي بيمارستان سينا ، دكتر مودب مير فخرائي ( رشته زنان و مامايي ) ، دكتر حسين مرشد ( گوش و گلو و بيني ) ، دكتر علوي ( چشم) و بويژه دكتر محمد قريب در رشته بيماريهاي كودكان همگي در انتقال انديشه و رفتار و دانش خود به دانشجويان بسيار كوشا بودند. استادان ديگري هم بودند كه مي بايست از نظرم رفته باشند يا نشناخته باشم.

جوانه هاي تجربه در آزموزي رشته هاي گوناگون و جالب توجه پزشكي ، درك خصايص رواني ، عاطفي و علمي استاد محمد قريب توسط دانشجو بداغي به همراه گرايش دروني وي او را به دامن رشته وسيع ، پيچيده ، و دلپذير طب اطفال سوق داد .

در سال چهارم پزشكي با سفارش و پيگيري عمويم توانستم در بيمارستان راه آهن دولتي ان زمان به عنوان كارورز به كار بپردازم. رفته رفته برنامه فعاليتم وسعت يافت. در آموزش باليني بيمارستانها بسيار كوشا شركت مي كردم و در همان حال در دبيرستانهاي پايتخت به تدريس مي پرداختم و در بيمارستان راه آهن نيز بيماران را ويزيت مي كردم.

از اينها گذشته يك روز در ميان از ساعت 5 بعد از ظهر در بيمارستان راه اهن به ويزيت عصر بيماران داخلي و كودكان و ادره درمانگاه مي پرداختم . اين دوره در كسب تجربه باليني براي من بسيار مفيد بود.در آشنايي با شادروان دكتر محمد قريب در دوران كارورزي و جاذبه رفتار و طرز تفكر ايشان همراه با اشتياقي كه براي خدمت به نوزادان و كودكان بيمار در خود مي يافتم موجب صرف وقت و فعاليت بيشتري در آن جا و جلب نظر و اعتماد ايشان شد.

با گذراندن دوران شش ساله پزشكي ، با وجود وسوسه نزديكان و برخي از همكاران با تجربه از يك سو ، و اصرار دوستان خير خواه حاضر در بهداري راه آهن در مورد انتخاب يك رشته جراحي از سوي ديگر با عزمي راسخ از استاد درخواست پذيرش خود به صورت دستيار افتخاري را نمودم كه با استقبال ايشان روبرو شد .

پس از آغاز خدمت دستياري نزد استاد محمد قريب علاوه بر آن كه همه روزه با اشتياق فراواني در خدمت بيماران و حضور استاد بودم ، هفته اي دوبار كشيك شبانه روزي بدون دريافت حقوق داشتم البته در آن زمان خدمت در ببيمارستان راه آهن را نيز ادامه دادم .

پس از پايان دوره دو ساله دستياري و گذرانيدن آزمون نهايي ، به تشويق استاد به خدمت در بيمارستان كودكان شهر آزاد واقع در خيابان سپه پرداختم . همان زمان وزارت بهداري بورسيه هاي را از طرف سازمان بهداشت جهاني در زمينه پيشگيري و درمان بيماريها اعلام نمود پس در ازمون مربوط شركت كردم و پذيرفته شدم.

اعلام كنكور استادياري از سو دانشگاه تهران كه تنها يك نفر براي بيمارستان كودكان بهرامي مد نظر بود موجب شركت عده زيادي گرديد كه سه نفر نخست از شاگردان استاد بودند . استاد اين سه نفر را كه آقاي دكتر غلامرضا خاتمي ، خانم دكتر منيژه وكيلي ، و من بوديم به استادياري خود پذيرفتند.

در حالي كه پس از يك سال دوندگي در بخش كودكان به خدمت پرداختم ، زمينه استفاده از بورس خارج برايم فراهم گرديد. استاد كه از پيش مرا تشويق به گذراندن دوره اي در خارج نموده بودند براي عزيمت من به كشور فرانسه بسيار همراهي كردند.

هنگام عزيمت به پاريس در شهريور سال 1343 در فرودگاه مهر آباد ف گذشته از نزديكان خويشاوند ، آقايان دكتر قريب ، مسعود عزيزي و همسر اينده ام مرا بدرقه كردند . در پاريس در بيمارستان Enfents Malades در كلينيك پروفسور روبرت دوبره به كار مشغول شدم . ايشان استاد بيماريهاي كودكان و از دوستان ژنرال دوگل بود كه پس از جنگ جهاني دوم توانست يه پزشكي كودكان فرانسه جان تازه اي ببخشد و مي توان ايشان را در مرتبه دكتر محد قريب در ايران « پدر » خطاب نمود. به زودي بنا به توصيه استاد كه سفارش به فراگيري در يكي از شاخه هاي طب اطفال مانند كليه نموده بودند خود را به بخش پروفسور پي ير روايه نزديك و كوشش در به عهده گرفتن پروژه اي در بيماران كليوي بخش ايشان نمودم . پروفسور روايه به زودي مرا با همكارانش خانم دكتر رنه حبيب و ويكتور كورتكويس آشنا نمود.

دوران مطالعه در كشور فرانسه براي من بسيار جالب و اموزنده بود . از ساعات اوليه صبح تا پاسي از سب در بخش و آزمايشگاه به مطالعه و پيگيري بيماران مي پرداختم. بسياري از وقتها كليد آزمايشگاه آسيب شناسي كليه « رنه حبيب » را من پيش از نيمه شب در اختيار نگهبان بيمارستان مي گذاشتم.

چون مصمم به زندگي و ادامه كار در ايران بودم فرصتهاي ماندن در فرانسه را پشت سر نهادم . و با مشورت با خانواده و شادروان دكتر محمد قريب از دوشيزه پريدخت صوفي آبادي كه پس از دوره كار آموزي ، مددكار اجتماعي بخش ايشان بود و با هم آشنا شده بوديم در خواست ازدواج نمودم. ايشان كه در كشور انگليس دوره Medical social Work را به عنوان نخستين ايراني ديده بود اين درخواست را پذيرفت و ما در پاريس در مسجد مسلمانان ازدواج كرديم. نخستين پسرمان سال بعد در اين جا ديده به جهان گشود.

پايان نامه خود را تحت عنوان

Syndromes Nephrotiqus a levolution lethale تهيه كردم كه از روي 250 كودك بيمار بستري در بخش پروفسور پير روايه به مدت 15 سال بيوپسي و مورد بررسي قرا گرفته بودند 21 مورد از دست رفته را با آسيب شناسي نوين پيش و پس از مرگ مورد مطالعه قرار دادم و به تصويب استادان مربوطه و دانشگاه پاريس رساندم .

در پاييز 1345 پس از بازگشت به ايران ، به توصيه استاد در بخش كودكان بيمارستان شماره سه خيريه كمك زير نظر استاد دكتر مرتضي مشايخي اداره مي شد مشغول كار شدم.

دانشگاه تهران كه مرا منتظر خدمت كرده بود دوباره به كار بازگردانيد در خدمت به بيماران به اتفاق استاد مشايخي روزهاي پر تلاشي را گذرانيدم. نخستين موارد دياليز را آغاز كردم ، نخستين بيوپسي ها و تشخيصهايي كه پيش از ان مشاهده يا گزارش نشده بود مانند سندروم هموليتيك و اورميك ، بيماريهاي موروثي كليه ف انوري به واسطه سنگ در رشته نفرولوژي پدياتريك شناسايي و چاره جويي شدند . البته بيماريهاي رايج يا پيچيده آن زمان كه گريبانگير مردم فقير كشور مي شد نيز مورد توجه بود.

در سال 1347 با افتتاح مركز طبي كودكان به همت و پشتكار مرحوم دكتر حسن اهري ، به اتفاق استاد و آقاي دكتر رضا معظمي و خود ايشان به ان مركز منتقل شدم و همكاران ارجمند ديگري مانند اقايان دكتر غلامرضا خاتمي ، احمد سيادتي و ابوالحسن فرهودي نيز مشاوران مركز شدند . گروهي ورزيده و تازه نفس در تخصص هاي ديگر رشته بيماريهاي كودكان رفته رفته به ما پيوستند . شادروان دكتر حسن اهري شيوه مديريت نوين و خاصي را دنبال مي كرد و به زودي ان مركز در كشور نمونه شد. در سال 1349 بالاخره پرونده دانشياري من ( آيا سه سال تاخير نسبت به همكاراني كه در كنكور پذيرفته شده بودند ) از گروه بيماريهاي كودكان به هيات مميزيه رفت و مورد تصويب قرار گرفت . در سال 1349 به رتبه دانشياري ارتقا يافتم .

به سبب مشكلات تكنيكي و رفتاري مسؤلان ، حل مسايل اسيب شناسي كليوي را از سال 1347 در آزمايشگاه مركز تحقيقات سرطان اغاز كرده بودم . در ان جا حضور و مديريت ازادمنشانه شادروان دكتر محمود ضياء شمسا و مطالعات دكتر بهرام پارسا در زمينه ميكروسكوپ الكترونيك موجب پيشرفت اشكار كار ما شد.در سال 1349 پس از وفات دكتر حسن اهري ، شخص دكتر قريب كار مديريت مركز را پذيرفتند. به اين ترتيب براي رشته هاي مختلف تعدادي تخت مستقل و به تدريج واحد يا بخش به وجود آمد. با بناي طبقه بالاي ضلع شمالي بيمارستان ، آزمايشگاههاي نفرولوژي و اندوكريتولوژي ايجاد و آغاز به فعاليت نمودند . به اين ترتيب توانستيم كارهاي آسيب شناسي و برخي پژوهشهاي مربوط به اين رشته را در آنجا آغاز نماييم. در سال 1354 با گذرانيدن يك دوره آموزشي شش هفته اي در پاريس به ياري دكتر ميشلين استفاده از روش ايمونوفلوئورسانس را فرا گرفتم و پس از مراجعت به ايران و اخذ بودجه قسمت اعظم وسايل لازم از محل اعتبارات پژوهشهاي وزارت آموزش عالي براي نخستين بار در ايران آغاز به بررسي آسيب با اين روش نمودم.

در سال 1353 ، بدبختانه دكتر محمد قريب پس از چند سال مبارزه با بيماري مهلك بدرود حيات گفت . استاد كه از زمان كودكي از مشكل كليوي رنج مي برد . در سالهاي اخر زندگي از يك سو از كژ رفتاري چند نفر از شاگردان همكارش و از سوي ديگر از مشكلات بيماري بدخينمي رنج برد.

مصاحبت با استاد دكتر قريب براي من نه تنها همواره اموزنده كه بسيار دلپذير بود. با ايشان در چند سفر سعادت هم صحبتي داشتم : پاريس ، آنكارا ، مشهد ، تبريز، اصفهان و رامسر ، كه در اين شهر نخستين كنگره پزشكان كودكان ايران را به خوبي برگزار كرديم.

پس از وفات استاد فعاليت مركز طبي كودكان از جمله بخش و آزمايشگاه نفرولوژي ادامه يافت. برنامه دياليز پيوند كليه هممه سالهبه سازمان برنامه و بودجه پيشنهاد شد كه مورد قبول قرار نگرفت . در هممه حال پژوهشهاي مربوط به اين رشته در بيش از 20 پروژه ادامه يافت كه بسياري از نتايج به دست آمده در سالهاي پس از 1364 در خارج از كشور آماده و منتشر گرديد.

با وجودي كه بسياري از رزيدنت هاي تخصصي كودكان به بخش نفرولوژي مي آمدند تنها برخي پايان نامه تخصصي خود را به يكي از موضوعهاي پژوهشي اين رشته اختصاص مي دادند . چند نفري مانند آقايان دكتر محمد ابطحي ، عباس مدني ، خانمها دكتر وزيريان و هنرمند مدت بيشتري را در اين رشته به مطالعه پرداختند.

در تابستان 1358 در معيت عده اي از همكاران و صاحبنظران رشته هاي ديگر مانند كشاورزي و آبياري ، دامپزشکی ، راه ساختمان ، و عده ای از مدکاران اجتماعی و دانشجویان علاقه مند سیستان و بلوچستان و کردستان ، برای کوشش در بهبود وضع روستاهای سیستان و بلوچستان راهی آن دیار شدیم. آرزوی ما آن بود تا در مدتی کوتاه نقاط محروم کشور آباد شوند و مردم به حقوق خود دست یابند.

در حالیکه ترس از دولتی شدن خدمات خود به سبب کندی و پیچیدگی مقررات داشتیم از شادروان مهندس بازرگان که دوست قدیمیو صمیمی استاد بود در مورد نام این گروه که می خواستیم مستقل بماند پرسیدیم که ایشان پس از شور ، پیشنهاد « جهاد سازندگی » را دادند . در همان سال پیش از بهمن ماه به منظور بزرگداشت از خدمات استاد دکتر محمد قریب از یک سو از شهرداری تهران درخواست نهادن نام خیابان باختری مرکز طبی کودکان را به نام ایشان نمودیم که انجام شد . به دنبال نامگذاری بیمارستان یا مرکز پزشکی به نام ایشان بودیم که انجام پذیر نشد ولی شاگردان دیگر بخش کودکان بیمارستان هزار رختخوابی سابق را که به اما خمینی (ره) تغییر یافته بود و به پاس خدمات استاد دکتر محمد قریب و با توجه به اصرار ایشان در آموختن مسایل رایج طب اطفال به دانشجویان و حتی پزشکان رشته تخصصی ، رایج طب کودکان را به یاری عده ایاز شاگردان صدیق ایشان در سالروز وفاتشان آغاز نمودیم که بیش از بیست سال به همت آقای دکتر غلامرضا خاتمی و تنی چند از همکاران دیگر ادامه یافت و هم اکنون با کنگره پزشکان کودکان همراه گشته است.

در سال 1364 بنا به پیشنهاد مدیر وقت گروه بیماریهای کودکان درخواست فرصت مطالعاتی به مدت یکسال نمودم که مورد تصویب قرار گرفت و پس از گذشتن از مراحل اداری در پایان به شش ماه قابل تمدید محدود شد .

در فرانسه برنامه مطالعاتی خود را به مرکز پزشکی « تروسو» گسترشدادم . و در همان حال به پیشنهاد پروفسور ژرولاسفارگ استاد و رئیس بخش اصلی کودکان ، درخواست سمت Professor Associedes Universites برای من شد که مورد تصویب شورای ملی دانشگاههای فرانسه و رئیس جمهوری آن کشور قرار گرفت و من توانستم ضمن تدریس به دانشجویان و رزیدنت ها که در فرانسه به نام « انترن » شناخته می شوند به چندپروژه تحقیقاتی درمان بیماران و به ویژه سر و سامان دادن به برخی از پروژه های پایان یافته در ایران که قابل دسترسی بود بپردازم. در این جا به جاست از مساعی خانم دکتر وزیریان که زحمت جمع اوری نتایج ان مدارک ، محاسبات ، و شرکت در انتشار آنها را به عهده گرفتند یاد نمایم.

ادامه مطالعات در فرانسه با پایان خدمتم در دانشگاه تهران که بدون مقدمات حقوقی و اطلاع رسمی صورت گرفت همزمان شد. خوشبختانه تعداد مقالات پژوهشی که در زمینه بیماریهای کلیوی کودکان ایرانی در نشریات پزشکی انگلیسی فرانسوی و آلمانی زبان در این مدت انتشار یافته بود بیش از اعداد منتشر شده در مدت خدمت در مرکز طبی کودکان بود !

سه فرزندم بهرام ، مریم و علی خوشبختانه با آگاهی از شرایط موجود در ایران و جهان بسیار خوب آموختند . بهرام دارای تخصص چشم پزشکی است . مریم دکترای دندانپزشکی از فرانسه به دست اورده است و علی دارای لیسانس ارتباطات از راه دور وفوق لیسانس از H.E.C پاریس دریافت کرده است .

همسرم و من از سال 1374 در ایران اقامت و فعالیت داریم. هر دوی ما غرق در آفتاب تابان طبیعت زیبای کشورمان و دلگرم به محبت و توجه دوستان صمیمی ، و بستگانمان هستیم.

تاريخ بروز رساني : دوشنبه 10/04/87 ساعت 07:01

Mashhad University of Medical Sciences Contact Details:
Main address: University St., Ghoraishy Building 91375-345 Mashhad, Iran ,
Tel:( 98 511) 841 2081-5 , Fax:( 98 511) 8430249 , E-mail: Info(at)mums.ac.ir Members: - Schools and Hospitals School: Dentistry , School: Health , School: Medicine , School: Nursing & Midwifery , School: Paramedical , School: Pharmacy , School: Traditional Medicine , Hospital: Dr.Sheikh , Hospital: Dr.Shariati , Hospital: Emam Reza , Hospital: Ghaem , Hospital: Hashemi Nezhad , Hospital: Ibn-e-Sina , Hospital: Khatam-al-Anbia , Hospital: Montaserie , Hospital: Ommul-Banin , Hospital: Omid , Hospital: Shahid Kamyab , Hospital: Taleghani , History: Mashhad Faculty of Medicine was officially opened on Nov. 23, 1949 by Dr Zanganeh, the minister of culture. The school started out with 61 students, one associate professor and seven tutors. In 1956, when the school of Arts opened, the two schools merged to form the University of Mashhad. In 1989, the faculties offering Medical Sciences' degrees across the country separated from the Ministry of Culture and Higher Education. New emerging Medical Universities have gone under management of Ministry of Health, Treatment and Medical Education. Thus the original University of Mashhad was divided into two independent universities: "Ferdowsi University of Mashhad" and "Mashhad University of Medical Sciences'. Mashhad University of Medical Sciences operates at present with 8 faculties, 32 hospitals, 179 rural and 147 urban health centers. It covers an enormous area stretching from the north east to the central parts of the country, which makes it the largest university of Medical Sciences providing health care and treatment services. With 597 teaching staff, 1645 MDs with different specialties, 138 dentists, 123 pharmacists and 25, 402 employees, the university provides health care and medical services to the area's large population as well as to over 25 million tourists a year.

مشهد، میدان توحید،خیابان طاهری، بیمارستان دکتر شیخ تلفن: 5-7269021 0511 نمابر: 7277470 0511 پست الکترونیک: Sheikh.Hos@mums.ac.ir
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هر گونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است