يكي از راههاي پيدا كردن تقويت كننده مناسب اين است كه ببينيم كودكان بيشتر چه چيزهايي را دوست دارند تا همانها را به عنوان تقويت كننده بكار ببريم .
محبت تقويت كننده اي خطرناك است :
مادر ها و پدرها و گاهي معلمان از دوست داشتن و محبت كردن به عنوان تقويت كننده استفاده مي كنند . به كودك مي گويند:((اگر اين كار را بكني ، ديگر دوستت ندارم . )) ، (( اگر آنرا برايم بياوري ، خيلي دوستت خواهم داشت.)) همچنين رفتارهاي غير كلامي محبت آميز با كودكان دارند . مادران و پدران اغلب بغل كردن و بوسيدن را نيز به عنوان تقويت كننده در مورد كودكان خود بكار مي برند .درباره كاربرد به عنوان تقويت كننده ها بايد هشداري داده شود . زيرا اين گونه تقويت كننده ها ممكن است داراي بعضي عوارض جانبي باشند . كودكان به زودي ياد مي گيرند كه از تقويت كننده هايي كه ما براي آنان بكار برده ايم ، در مورد ديگران و حتي خود ما استفاده كنند .اگر محبت را به عنوان تقويت كننده بكار مي بريم بايد بتوانيم به همان آساني از عرضه كردن آن خودداري كنيم . به عنوان مثال دختر بچه اي كه در خانواده محبت را به عنوان تقويت كننده در مورد او بكار برده اند ممكن است با اظهار محبت مانند بوسه دادن ، ديگران را وادار به قبول خواسته هاي خود كند . بعضي از صاحبنظران هشدار مي دهند كه اين گونه استفاده از محبت براي تقويت ممكن است در بزرگسالي وسيله داد و ستد قرار گيرد .
ارزش تقويت كننده ها ممكن است كم يا زياد شود :
ارزش يك تقويت كننده بايد آن قدر باشد كه كودك را به انجام دادن رفتار مطلوب تشويق كند . گاهي ميزان و ارزش يك تقويت كننده را بايد بر حسب كاري كه بايد انجام شود و نتيجه اي كه بايد داشته باشد تغيير داد . همچنين بايد يادآور شويم بيشتر وقتها يك تقويت كننده به تنهايي تأثير چندان قوي و جالب توجه ندارد و لازم است كه آن را با تقويت كننده هاي ديگر همراه كنيم .
استفاده مداوم از يك تقويت كننده ، از اثر بخش بودن آن مي كاهد :
تقويت كننده ها به ويژه اگر كلامي باشند ، پس از چندين بار استفاده ، تأثير خود را از دست مي دهند . يعني كودك يا نوجوان از آن خسته مي شود . يكي از راههاي پيشگيري از اين وضع اين است كه ستايش و تحسين كلامي را با ذكر دقيق پيشرفت رفتار كودك يا نوجوان همراه كنيم يا اصلاح و بهتر شدن رفتارش را به او يادآوري كنيم تا خود او نيز احساس كند كه در رفتارش تغيير مطلوبي حاصل شده است.گاهي اگر تقويت كننده كلامي را به جاي اينكه به سوي فردي متوجه كنيم كه رفتار مورد نظر را انجام داده است به مقام بالاتر او عرضه كنيم تأثير آن بيشتر و زودتر خواهد بود . چون ستايش و تأييد اجتماعي ، تقويت كنند اي بسيار قوي است . همچنين تقويت كردن بي خبر و ناگهاني بيشتر وقتها براي يادگيري يك رفتار تأثير بيشتري دارد .عمل نكردن به وعده يكي از عواملي است كه اصلاح بسياري از رفتارهاي نامطلوب را به تأخير مي اندازد . در اين زمينه تنبيه نه مؤثر است نه مناسب ، بلكه كودك براي خودداري از انجام نامطلوب بايد تقويت شود .
تأثير تقويت كننده بستگي بسيار به عرضه كننده آن دارد :
شخص تقويت كننده به اندازه خود تقويت كننده مهم است . براي همه ما تشويق افراد خاصي مهمتر از تشويق ديگران است . براي كودكان و نوجوانان نيز چنين است . بطور كلي مي توان گفت كه كودكان و نوجوانان نيز مانند بزرگسالان از كساني كه مورد توجه مردم هستند و از نظر ديگران مهم تلقي مي شوند و همچنين از كساني كه مهربانند و دوستدار بچه ها ، خوششان مي آيد و عرضه تقويت كننده به وسيله اين گونه افراد مي تواند تأثير بيشتري بر رفتار كودكان ببخشد .
تقويت با رشوه دادن متفاوت است :
تعريف رشوه چنين است : چيزي كه به كسي بدهند تا كاري خلاف وظيفه خود انجام دهد يا حق كسي را ضايع كند يا حكمي برخلاف حق و عدالت بدهد . به اين ترتيب مي بينيم كه اگر كوشش ما اين باشد كه كودك را از قضاوت درست منع كنيم و يا انتظار داشته باشيم كه كاري خلاف انجام دهد و در برابر چنين كاري به او پاداش بدهيم ، اين كار ما رشوه دادن محسوب مي شود . اما تقويت كردن براي افزايش احتمال وقوع يك رفتار ( مطلوب يا نامطلوب ) بكار مي رود . كه مي توان هم در راه درست و هم در راه نادرست بكار برد .
از ميان رفتن پاداش يا كم شدن تأثير آن :
بكار بردن مداوم يك تقويت كننده سبب مي شود كه تأثير تقويت كنندگي آن به تدريج كم شود يا از ميان برود . به ويژه در مورد كودكان كه همزمان با رشد عقلي و جسمي ، علايق آنها نيز تغيير مي كند بكار بردن يك تقويت كننده ثابت نمي تواند براي مدت درازي مؤثر باشد .براي اينكه كودكي ، رفتاري را كه آموخته است ادامه دهد ، مي بايست به تدريج دفعات عرضه تقويت را كمتر كرد و تنها گاهگاهي در برابر نشان دادن آن رفتار او را تقويت كرد .