اخبار

نظرسنجي

ترجيح مي دهيد در سايت دفتر هم انديشي استادان چه مطالبي بيشتر ارائه گردد؟

مقالات حوزه انديشه 15.0%
اخبار حوزه انديشه 5.0%
اخبار داخلي دفتر هم انديشي 15.0%
گفتارهاي بزرگان و انديشمندان 15.0%
كليه موارد فوق به صورت يكسان ارائه گردد 50.0%


مشاهده نتايج

صفحات پر بازديد

هم انديشي اساتيد ( 11396 )
موضوعات عمومی ( 2118 )
شاخص های کمی و کیفی ( 2043 )
موضوعات علمی، آموزشی و پژوهشی ( 1705 )
اخبار و گزارشات ( 1505 )
آئین نامه اجرایی نشستهای هم اندیشی ( 1354 )
آئین نامه اجرایی نشستهای هم اندیشی دانشگاهها ( 1301 )
ديدگاه هاي رهبر انقلاب درباره دانشگاه ( 1229 )
توليد علم و جنبش نرم افزاري ( 1183 )
علم ديني ( 1133 )
فهرست موضوعات پیشنهادی برای نشست ( 1118 )
موضوعات تخصصی( رشته های پزشکی-فنی) ( 1116 )
اعضای نشست ( 1106 )
سخنراني ها ( 1025 )
نظرات ارائه شده ( 970 )
طرح مشکلات جهت بحث در نشست ( 940 )
الگوی نشست های موفق ( 938 )
محصولات ( 926 )
كتابكده ( 783 )
خبركده ( 611 )
گزارش ( 564 )
تست ( 538 )
كميته تحقيقات دانشجويي ( 537 )
مقاله ( 518 )
گفتگو ( 497 )

صفحه اصلي>

نظرات ارائه شده در مورد موضوع تعامل و استاد و دانشجو (در نشست دوم)

من در اين فرصت به چند مشکل اشاره مي‌کنم :

1ـ چون دانشجويان در سالهاي آخر دبيرستان دغدغه و تلاش زيادي براي ورود به دانشگاه دارند و فشار زيادي را از نظر روحي وجسمي تحمل مي‌کنند ، به نظر مي رسد وقتي وارد دانشگاه مي‌شوند ، برخي از آنان احساس مي کنند که ديگر نياز به تلاش و فعاليت ندارند و بايد خستگي هاي گذشته را جبران کنند .

2ـ ارتباط ميان استاد و دانشجويان ، شکل متعادل داشته باشد ، گاه ديده مي شود که رفاقت بيش از حد برخي استادان با دانشجويان ، باعث پرتوقع شدن آنان مي‌شود ، حتي اين احساس به افراد کم‌جنبه دست مي دهد که پس نياز به درس خواندن ندارند و به هر حال با همين رفاقت مي‌توانند نمره بگيرند .

3ـ گاه ديده مي‌شود که سرکلاس دانشجو حضور دارد ولي به درس ديگر پرداخته يا نوار ضبط گوش مي‌دهد و يا به خواندن مجله سرگرم است و حتي تذکر استاد را برنمي‌تابد يا به آن ترتيب اثر نمي دهد !

4ـ با اين که اکثر دانشجويان از قبول تکليف امتناع دارند و شانه‌ خالي مي کنند ، اما باور من اين است که دانشجو کارش کم است و فرصت فراغت قابل توجهي دارد . در حالي که دانشجوي واقعي دانشگاه نبايد فرصت خالي داشته باشد ، نه اين که با زور و تحميل به او تکليف بدهيم بلکه بايد او خودش تمايل به هدردادن فرصتهاي خود نداشته باشد و در پي پرکردن مفيد فرصت ها باشد .

اين‌ها مسايلي است که بايد براي آن فکري بشود .

 


در اين نشست با برخي دانشجويان مصاحبه شده بود و فيلم آن را پخش کردند و ما اظهارات آنان را در زمينه تعامل استاد و دانشجو شنيديم .

اما به نظر من اين مصاحبه‌ها کافي و قانع کننده نبود ، زيرا مصاحبه شوندگان معمولا از دانشجويان موفق و ممتاز بودند و اين دسته از دانشجويان مشکل کمتري دارند ، زيرا دانشجوي فعال خودش دنبال درس و استاد است و با همت خود کمبودها را جبران مي‌کند اما مشکل اصلي مربوط به دانشجويان ضعيف تر است که بايد حرفهاي آنان را شنيد و متوجه شد که چه بخشهايي از مشکلات آنان مربوط به فضاي دانشگاه و کلاس و درس مي باشد .

يکي از مشکلات رايج اين است که دانشجو در دوره دبيرستان پرتلاش و موفق است مي تواند در رقابت سنگين کنکور موفق شود و به دانشگاه راهيابد ، اما پس از ورود به دانشگاه ، ترم اول و دوم افت مي کند ، بايد ديد سر اين افت چيست ؟

پيشنهاد من اين است که با دانشجوياني که چنين شرايطي داشته‌ اند و مشروطي هاي مکرر را ديده‌اند مصاحبه شود و سر کار از آنها سوال شود . 


 
جايگاه علم و عالم و دانشجو متاسفانه روز به روز تنزل پيدا کرده است و ما بايد آن را صعود بدهيم .

با ارتقاي جايگاه علم و عالم در جامعه است که دانشجو ، درس ، دانشگاه و استاد را جدي مي گيرد .

گسست ميان تصميم سازان جامعه و دانشگاه خود حکايت از بي‌اعتباري علم در جامعه دارد و من تاکنون نديده‌ام که نمايندگان مجلس يا شوراي شهر براي حل مشکلات خود به دانشگاه بيايند ، استادها را جمع کنند و از آنها نظر بخواهند .

از سوي ديگر خود ما در حد عوامل تنزل کرده‌ايم و فکر و ذکر ما همين حقوق و خانه و زندگي و ماشين شده است و درصد کمي از توجه و همت ما متوجه درس و پژوهش مي باشد و اين خود بر بي اعتباري دانش و دانشگاه در جامعه ما افزوده است .

به نظر من قبل از اين که به مساله تعامل استاد و دانشجو بپردازيم بايد به مسائل مهمتري که زمينه ساز عدم تعامل است توجه کنيم .

 


بخش زيادي از دشواري هاي آموزشي که داريم به خود استاد بر مي گردد . از جمله اين که استاد مانند ارائه دهنده يک کنفرانس بايد سطح مخاطبش را بشناسد و متناسب با وي درسش را ارائه دهد .

ارائه يک درس براي دانشجوي ترم اول يا علوم پايه و يا دوره کارداني با سالهاي بالاتر و رشته هاي کارشناسي ارشد و يا دوره Ph.D   فرق مي کند . نوع صحبت استاد بايد تفاوت داشته باشد .

علاوه بر اين نوع تعامل رفتاري استاد با دانشجو نيز تابع همين سطوح است و هر سطح نوعي رفتار و همراهي را مي طلبد ، چنانکه معمولا دانشجويان در دوره Ph.D از بالاترين سطح تعامل برخوردارند و حتي گاه رفت و آمد خانوادگي با استادان خود دارند .

يکي از گلايه‌هايي که دانشجويان ابراز مي دارند ، اين است که برخي استادان به دانشجو نگاه ابزاري دارند و مثلا از او ترجمه متني را مي خواهند که خود استاد مي خواهد از طريق آن ارتقاء پيدا کند . يا برخي تحقيقات و پژوهشهايي را از دانشجو طلب مي کنند که دانشجو مي داند به کار خود او نمي آيد ، بلکه در روند برنامه‌هاي استاد قرار دارد .

يکي از گلايه‌هاي دانشجويان اين است که در برخي موارد احساس تبعيض از ناحيه استاد کرده و يا نوعي بي عدالتي را شاهد بوده‌اند .

از مسايل قابل توجه اين است که برخي دانشجويان رشته خود را واقعا انتخاب نکرده‌اند با استعداد و ذوق آنان همخواني ندارد ، به او گفته مي‌شود چرا اين رشته را انتخاب کردي مي گويد چون کشيک نداشت ، يا درآمدش خوب است .

وقتي يک رشته با علايق شخصي دانشجو همراه و هماهنگ نباشد ، دانشجو نمي تواند با عشق و  تلاش آن رشته را فرا گيرد و در نتيجه کم کاري و سستي و عدم نبوغ و عدم خلاقيت از خود  نشان مي دهد .







تاريخ بروز رساني : جمعه 24/03/87 ساعت 13:23

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است.