|
اخبار | |  |
|
نظرسنجي | |  |
صفحات پر بازديد | |  |
| | |
|
مقاله |
|
تحول در علوم انساني ونقش استادان
تأكید بر ضرورت ایجاد «تحول اساسی در علوم انسانی» هماكنون به فصل مشترك دیدگاهها، تحلیلها و اظهار نظرهای اندیشمندان، صاحبنظران و بزرگان علم و فرهنگ ایران و همچنین متولیان و سیاستگذاران آموزش عالی كشور درباره «وضعیت علوم انسانی در ایران»، تبدیل شده است. این ضرورت بارها مورد تأكید و مطالبه رهبر فرزانه انقلاب نیز قرار گرفته و این روزها مطالبه ایشان غلظت و صراحت بیشتری یافته است.
هر چند نقش مهم و موثر مسئولان و سیاستگذاران آموزش عالی كشور قابل انكار نیست، اما بار اصلی ایجاد این تحول بر دوش استادان دانشگاه است. امروز تعداد رشتهها و آمار دانشجویان علوم انسانی در دانشگاههای ایران در حدی است كه سیاستگذاری وبرنامهریزی مسئولان و حتی اختصاص بودجههای كلان، بدون مشاركت مستمر استادان دانشگاه و ظرفیتشناسی و فرصتسنجی و ایفای نقش فعال و اثربخش آنان، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در این یادداشت به اجمال برخی ظرفیتها و نقشهای استادان دانشگاهها را برای تحول در علوم انسانی كشور و فراهم نمودن زمینه و فرصت نظریهپردازی در این علوم، بررسی میكنیم.
تغییر در شیوههای آموزش
تاكنون روش تدریس و شیوه آموزش علوم انسانی در مدارس و دانشگاههای كشور به گونهای بوده كه همه مواد آموزشی را به متونی قابل حفظ تبدیل كرده است. در حالی كه محتوای دروس علوم انسانی بر خلاف تلقی رایج، باید به گونهای به دانشجو ارایه گردد كه «تفكر خلاق» را در وجود او بیدار ساخته و شكوفا سازد. روشی كه استاد دانشگاه برای القا و ارایه محتوا به دانشجو انتخاب میكند، باید روحیه پرسشگری و نقادی را در او ایجاد كند و بیش از آنكه او را به تكاپوی حفظ كردن مفاهیم، اصطلاحات و نظریهها بیاندازد، تفكر انتقادی او را تقویت و بارور سازد. اگر علوم انسانی بخواهد علیرغم وضعیت امروزیاش نسبت دقیق و نزدیكی با مسایل و نیازهای جامعه برقرار نماید و كارآمدیاش را در حل مسایل فرهنگی، اجتماعی، فكری و سیاسی جامعه به نمایش بگذارد، باید كلاسهای درس علوم انسانی در دانشگاهها محل نضج گرفتن و شكوفا شدن «اندیشه خلاق» و «تفكر نقاد» در دانشجویان باشد تا آنان بتوانند اندوخته علم و دانش خود را به كمك و راهنمایی استادان خویش برای حل معضلی از معضلات كشور بكار گیرند. منحصر كردن علوم انسانی در فعالیتهای نظری (آنهم فقط به صورت انباشتن مطالب قابل حفظ در ذهن دانشجویان) و غفلت از فعالیتهای عملی، یكی از علل عمده غربت و انزوای علوم انسانی در ایران است. و غفلت از فعالیت عملی هم علت اصلیاش ضعف در مهارت تحقیق است. متأسفانه آنچه اغلب به عنوان روش تحقیق و پژوهش به دانشجویان ارایه میگردد، بیش از آنكه «آموزش تحقیق» باشد «آموزش درباره تحقیق» است و بجای آنكه با رویكرد «یادگیری عملی» مهارت تحقیق را در دانشجو ایجاد نمایند، همچنان بر ارایه مفاهیم، الفاظ و اصطلاحات بسنده كرده و حداكثر آنكه «روشهای تحقیق» را برای او برشمرده و او را با این روشها آشنا میكنند! راه برونرفت از این وضعیت آن است كه استادان عزیز دانشگاه شیوهای برای تدریس و آموزش علوم انسانی انتخاب نمایند كه تحلیل را جانشین تحفیظ و تحقیق و روش عملی را جایگزین تقلید نماید.
ارتباط وثیق با حوزه
یك راهبرد مؤثر در ایجاد تحول در علوم انسانی در ایران، منطبق كردن محتوا، منابع،متون و برنامههای آموزشی علوم انسانی با ارزشهای دینی و ملّی است. وجود حوزههای علمیه فعال و پیشرو همانند حوزه علمیه قم و مؤسسات وابسته و مشابه آن، امروز فرصت در دسترس بودن مفاهیم و معارف اسلامی را در ایران بیش از همه جای دنیا ایجاد نموده است و در این مسیر ارتباط استادان علوم انسانی دانشگاهها با حوزههای علمیه برای تغییر دادن محتوا و متون علوم انسانی در كنار متحول و بومینمودن روشها و برنامههای آموزشی آن بسیار كارگشا خواهد بود. تشكیل گروههای كاری مشترك با حضور استادانی از حوزه و دانشگاه، تعامل مؤثر حوزه و دانشگاه را بر محوریت انطباق علوم انسانی با مبانی معرفت دینی و تعالیم وحیانی ایجاد مینماید. محصول كار این گروهها نیز میتواند در قالب نشریات علمی- پژوهشی در سطح ملی یا كشورهای اسلامی عرضه شده و جریان تحول در علوم انسانی را تقویت نماید.
ایجاد تحول در روششناسی علوم انسانی
روششناسی متداول در علوم انسانی ایران به شدت متأثر از غرب است و همانطور كه رهبر معظم انقلاب تصریح كردهاند علوم انسانی غرب كه مبنای آن مادیگرایی و نگاه معنوی نداشتن به انسان و جهان است و از مسئولیت انسان در مقابل خداوند غافل است، نمیتواند با مبانی دینی و ارزشهای اسلامی ما مطابق باشد. استادان دغدغهمند علوم انسانی، بیش از هر كسی به این حقیقت واقفند كه تسلط روششناسی تجربی بر علوم انسانی رایج در دانشگاههای كشور، باعث شده از منابع اصیل معرفت (همانند وحی) استفاده كافی نشود و نتیجه این امر عدم كارآیی علوم انسانی برای پاسخ به نیازهای جامعه دینی بوده است. بنابراین برخورداری علوم انسانی ایران از روششناسی بومی و اختصاصی، ضرورتی است كه همانطور كه اشاره شد، میتواند مبنا و محور تعامل استادان و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی قرار گیرد.
| تاريخ بروز رساني : سه شنبه 12/05/89 ساعت 23:46
| |
| | |