|
تحقيقات دهه هاي اخير مخاطرات پرتوهاي يونساز را بطور قطع روشن كرده است . برهمين اساس امروزه اثرات بيولوژيكي پرتوهاي يونساز را به سه گروه مختلف طبقه بندي مي كنند :
الف ) اثرات قطعي بدني يا جسماني : جزو آثار اوليه يا زودرس بوده كه وقوع آنها حتمي است . كه از سرخي پوست « Erythema» تا نكروز سلولها و عقب افتادگي رشد زماني« كه حاصل تابش مناطق اپي فيزييال در كودكان است » متفاوت است .
ب ) آثار آماري بدن : همانطور كه از نام آنها پيداست آماري بوده كه از مهمترين آنها لوسمي « Leukemia » انواع سرطانها و كوتاهي عمر است . نام ديگر اين آثار ، آثار ديررسي است .
ج ) اثرات ژنتيكي : اثراتي كه در فرزندان و نسل هاي آينده افراد مورد تابش ظاهر مي شوند و ناشي از اثر پرتو بر روي DNA مي باشد .
اثر اشعه روي سلولها : به دو عامل مقدار اشعه و نوع سلول بستگي دارد . بطور كلي هر چه زمان تابش اشعه كمتر باشد اثر آن زيادتر است زيرا در طي آن فرصت براي ترميم سلول وجود ندارد . اثر اشعه در قسمتهاي مختلف سلول و همينطور انواع سلول يكسان نمي باشد و همينطور اين اثرات در حالات مختلف يك سلول متفاوت مي باشد . طبق تجربه هسته سلول 25 بار حساس تر از سيتوپلاسم است از طرفي مي دانيم خاصيت توليد مثل مربوط به هسته بوده بنابراين ضايعات آن به مراتب وخيم تر مي باشد به علاوه تغييرات هسته برعكس سيتوپلاسم قابل ترميم نمي باشد . اگر چه همه سلولهاي زنده به اشعه X حساسند ولي اين حساسيت در آنها متفاوت است . طبق قانون برگوني و توبيوند هرچه فعاليت تقسيم سلولي زيادتر و فاصله آن از زمان تقسيم بعدي بيشتر و عمل فيزيولوژيكي آن نامشخص تر باشد حساسيت آن نسبت به اشعه X بيشتر خواهد بود . در بين موجودات تك سلولي معمولاً باكتريها حساسيت زيادي به اشعه ندارند اما با تابش پرتو X و ساير پرتوهاي يونساز مي توان كشت ميكروبي را استريل كرد و بطور كلي حساسيت ميكروبهاي بيماري زا خيلي كمتر از سلولهاي بدن است و از حساس ترين سلولهاي بدن به ترتيب نزولي WBC و RBC موجود در طحال و تيموس و مغز استخوان و سلولهاي سمينال و مولد اپيدرم است .بايد يادآوري كرد كه هر گاه بافتي به هر علت مثلاً آماس به حالت جنيني بازگشت كند حساسيت آن به اشعه زياد مي شود .
اثرات اشعه بر گلبولهاي خوني : خود گلبولها در برابر پرتو حساسيت زياد ندارند اما سلولهاي توليد كننده آنها در غدد لنفاوي و طحال و مغز استخوان حساسيت بالايي دارند ودر بين آنها بافت لنفوئيد از بقيه حساستر بوده و بافت ميلوئيد كه شامل گلبولهاي سفيد چند هسته اي است حساسيت كمتري دارد به همين دليل لكوپني زودتر از آنمي ظاهر مي شود .
اثر اشعه بر ساير بافتها : بافت هاي همبند داراي حساسيت كم در برابر اشعه هستند و عوارض ايجادي در آنها در نهايت آماس است ، غدد مترشحه نسبت به اشعه حساسيت زياد داشته و منجر به اختلالاتي در ترشحات آنها مي شود صلبيه چشم بخصوص در دوره جنيني به اشعه حساس بوده و در افراد بالغ گاه پس از چند ماه منجر به كاتاراكت مي شود .
كم خوني پرنيشيوز ، در اثر تابش طولاني و مكرر اشعه به بدن ، مثلاً در پرتو كارها كه در معرض تابش مقادير كم پرتو بطور مداوم قرار مي گيرند اختلالاتي در فرمول خون آنها بروزمي كند كه گاهي علامت شروع لوسمي است .
اثر اشعه بر غدد تناسلي : اگر بيضه در معرض تابش قرار گيرد حجم كار آن كم شده و تعداد اسپرماتوزوئيدها نيز كم شده و سپس به كلي از بين مي رود اما فعاليت جنسي عادي است . عقيمي ممكن است موقتي يا دائمي باشد . مقادير كم اشعه كه هيچ گونه ضايعه پوستي در بيضه ايجاد نكند ممكن است منجر به عقيمي شود . پرتو X بر تخمدان نيز اثر داشته و منجر به عقيمي موقت يا دائمي مي شود ، هر چه فوليكولها به مرحله رسيدگي نزديكتر باشد به اشعه حساسترند كه اگر دوز اشعه كافي نباشد عقمي موقت ايجاد مي شود . عزت موسوي ( كارشناس راديولوژي ) |