اخبار

نظرسنجي

رضايت شما از سايت چقدر مي باشد ؟

100% 27.2%
75% 8.3%
50% 4.7%
25% 10.8%
0% 48.9%


مشاهده نتايج

صفحات پر بازديد

شبكه بهداشت و درمان شهرستان خليل آباد ( 46787 )
بيماري وبا (التور) ( 19736 )
اختلالهاي رفتاري ( 19732 )
قوانين ،آئين نامه ها و فرمها ي بهداشت حرفه اي ( 9221 )
شرح وظايف بهداشت حرفه اي ( 8027 )
جامعه ايمن شهرستان خليل آباد ( 7910 )
برنامه مادران ( 7652 )
مدير شبكه بهداشت و درمان شهرستان خليل آباد شبكه بهداشت و درمان شهرستان خليل آباد ( 7008 )
بهداشت حرفه اي ( 6691 )
گسترش شبكه و پزشك خانواده ( 5911 )
تاريخچه مختصرشبكه بهداشت و درمان شهرستان خليل آباد ( 4918 )
واحد پيشگيري و مبارزه با بيماريها ( 4809 )
آزمايشگاه مركز بهداشت شهرستان خليل آباد ( 4624 )
آشنايي مختصر با شهرستان خليل آباد ( 4617 )
كارگزيني ( 4528 )
واحد بهبود تغذيه ( 4375 )
تصاوير آزمايشگاهي نماتودها ( 4332 )
كارپردازي ( 4083 )
آمار ( 3926 )
شناسنامه تجهيزات آزمايشگاه ( 3872 )
سلامت خانواده و جمعيت ( 3862 )
بهداشت محيط و حرفه اي ( 3762 )
سلامت نوجوانان، جوانان و مدارس ( 3706 )
حسابداري ( 3521 )
آموزش و ارتقاء سلامت ( 3510 )

        
 

                                                              بهداشت روان
مسؤل واحد : محمدشفيعي                    كارشناس روانشناسي باليني
فعاليتهای بهداشت روان
  بهداشت روان به مفهوم تامين و ارتقاء بهداشت رواني فردی و اجتماعي، پيشگيری از ابتلاء، درمان مناسب    بيماريهای رواني و توانبخشي بيماران رواني مي باشد و با فرض اين تعريف مجموعه فعاليتهای زير را دربر مي گيرد.
1.       ادغام بهداشت روان در سيستم مراقبتهای بهداشتي اوليه ( PHC
2.       کليه فعاليتهايي که در جهت گسترش بهداشت رواني و اجتماعي فرد باشد؛
3.       آموزشهای عمومي به منظور جلوگيری از ابتلاء به بيماريهای رواني و عصبي؛
4.       آموزش مهارتهای زندگي از جمله مهارت ارتباطي - مقابله با استرس - حل مسئله - قاطعيت، خود آگاهي و ...؛
5.       آموزش شيوه فرزند پروری؛
6.       آموزش مداخلات رواني در پيشگيری از بلايای طبيعي؛
7.       آموزش پيشگيری از اعتياد و سوء مصرف مواد؛
8.       تهيه پمفلتها و جزوات آموزشي؛
9.       درمان به موقع و مناسب بيماران به منظور جلوگيری از شيوع بيماريهای رواني.
 
 
 خدمات بهداشت روان
1.       آموزش؛
2.       بيماريابي.
3.       مشاوره و راهنمايي
  جمعيت های آسيب پذير در بهداشت روان شامل:
     بيماران و معلولين رواني، عقب ماندگان ذهني - بيماران صرعي، سالمندان، معتادان، بيکاران، نيازمندان اقتصادی و کودکان و نوجوانان، زنان باردار و مطلقه و داغديده، افراد بي سرپرست، زندانيان و مهاجران، از گروههای آسيب پذيرتر و جمعيتهای هدف در برنامه های بهداشت روان مي باشند.
   نظارت و پايش
1. بازديد از مراکز و خانه های بهداشت تحت پوشش؛
2. جمع آوری، بررسي و تجزيه و تحليل آماری و عملکرد سالانه؛
3. ارائه گزارشات لازم به مسؤولين
 
 
اختلالهای رفتاری :
در روان شناسی وقتی صحبت از اختلالهای رفتار به ميان می آيد منظور همان بی نظمی هايی است که در رفتارديده می شود وزيرعنوان بيماری های روانی ، رفتارهای نابهنجار يا شخصيتهای ناسازگار قرارمی گيرد . بنابراين می توان بيماری را در مقابل سلامتی ، نابهنجاری را در مقابل بهنجاری و ناسازگاری را در مقابل سازگاری قرار دارد . استفاده از عبارات فوق در روان شناسی کار آسانی نيست . بدين معنا که ما به درستی نمی دانيم مرز بين سلامتی و بيماری کجاست پس ما فقط در اينجا تنها دو عبارت سلامتی و بيماری را در نظر می گيريم و به تشريح آنها می پردازيم .
سلامتی : حالتی است که در آن فرد خود را خوب ، قوی و مطمئن احساس می کند بنابراين سلامتی يک مفهوم فردی است که بر مفهوم سازگاری استوار است . وقتی از سلامتی صحبت می شود در واقع منظور تعادلی است که بين ارگانيسم و محيط او وجود دارد . کسی که می تواند تعارض های خود را حل کند و در مقابل ناکامی های اجتناب ناپذير زندگی استقامت داشته باشد از سلامتی کامل برخوردار است . کسی که به اين موفقيت دست نمی يابد بيمار تلقی می شود . در روان شناسی افرادی که نتوانند تعارض های خود را با شيوه های مناسب حل کنند جزء کسانی به حساب می آيند که اختلالهای رفتاری يا بيماريهای روانی دارند .
بيماری : يعنی به هم خوردن تعادل و سلامتی که به دنبال ضعف و مقاومت بدن در مقابل مسموميت ها ، عفونت ها يا حل تعارضهای روانی پيش می آيد . بيمار کسی است که احساس رنج می کند و تصور می کند که کارايی خود را از دست داده است . انسان بيمار از اينکه مبادا بيماری او شدت يابد نگران است و وقتی بيماری خود را می پذيرد از نظر روانی پسروی می کند و به اين ترتيب علاقه او به دنيای خارج قطع می شود و توجه او به جسم و درون خود افزايش می يابد يعنی بدن و دنيای درون او ارجحيت پيدا می کند . ممکن است بيماری برای برخی از افراد رضايت بخش باشد زيرا به راحتی می توانند از زير بار مسئوليت شانه خالی کنند .
برای تميزدقيق سلامتی ازبيماری لازم است معيارهايی داشته باشيم.درعمل 2 معيار مورد استفاده قرار   می گيرد: 1- آرمانی  2- آماری
از نظر معيار آرمانی (ايده آلی ) سلامتی يا بهنجاری يعنی مطابقت با قاعده يا قانونی که از هر جهت در حد مطلوب است اما بديهی است که اين آرمان در عمل تحقق نمی يابد . زيرا از نظر جسمی يک کرم خوردگی ساده دندان وازنظرروانی يک ترس ساده و بی خطر کافی خواهد بود تا فرد ازسلامتی و بهنجاری کامل منحرف شود از نظر معيار آماری ، سلامتی يا بهنجاری يعنی ميانگين ، فردی از هرجهت در حد وسط قرار دارد .
بنابراين اگر معيار آرمانی رادر نظربگيريم بيماری يا نابهنجاری جنبه مرضی ومنفی پيدا می کند اما اگرمعيار آماری رامبنای مقايسه قراردهيم نابهنجاری يابيماری می تواندبه دوصورت ازميانگين فاصله داشته باشد (کمتريا بيشتر)مثلا کودکی که خيلی لاغرياچاق است .
عيب معيار آماری اين است که تنها در موارد قابل اندازه گيری کاربرد دارد . کاربرد آن در زمينه های کيفی جنبه مجازی خواهد داشت و عملی نخواهد بود .
روان شناسان فردی را از نظر روانی سالم يا بهنجار می دانند که : فعاليت های او آشکارا جزء فعاليت هایی باشد که در اجتماع مورد قبول است . به فعاليت های خود علاقه نشان دهد و در مجموع از زندگی خود راضی باشد . به طور کلی می توان گفت انسان بهنجار يا انسان سالم کسی است که هدف اجتماع پسنددارد،ازدنبال کردن هدف خودخرسنداست ودرمجموع اززندگی خوداظهاررضايت می کند
البته بايد بدانيم که بهنجاری و نابهنجاری يا سلامتی و بيماری در جوامع گوناگون متفاوت خواهد بود يعنی رفتاری که در يک اجتماع بهنجار شمرده می شود ممکن است در جوامع ديگر نابهنجار باشد .
نابهنجاريهای شخصيت يابيماريهای روانی رابرحسب اينکه علت کنشی ياعضوی داشته باشندبه دو گروه کنشی وعضوی تقسيم         می کنند .
بيماری های کنشی يا عملکردی آنهايی است که علت عضوی ندارد يعنی اندام ها کاملا سالم است اما وظيفه خود را به خوبی انجام     نمی دهند منظور اين است که بيماران کنشی در سازگاری با محيط مشکل دارند نه اينکه اندام های بدنی آنها معيوب باشد .
بيماری های روانی را از نظر شدت و ضعف نيز به دو گروه نوروزها و سايکوزها تقسيم می کنند.
نوروز چيست ؟ نوروز يک اختلال روانی است که عملکردهای اصلی شخصيت را در بر نمی گيرد وفرد به آن آگاهی دارد . از انواع بسيار رايج و شناخته شده ی نوروز می توان اضطراب ، وسواس ، ترسهای مرضی و هيستری را نام برد .
سايکوز چيست ؟ تفاوت نوروز و سايکوز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است .
سايکوز يک اختلال شديد روانی است که در آن ارتباط بيمار با واقعيت قطع می شود رابطه او با انسانهای ديگر به شدت آسيب می بيند و به علت ناسازگاری های اجتماعی بايد بستری شود . سايکوتيکها بر خلاف نوروتيکها از اختلال های شخصيتی خود آگاهی ندارند و در دنيای کاملا اختصاصی به سر می برند برخی از انواع سايکوزها عبارت است از : اسکيزوفرنی ، مانيک-دپرسيو  
معيارهای تشخيص سلامتی و بيماری:
       آرمانی (ايده آلی) : سلامتی يا به هنجاری يعنی مطابقت با قاعده يا قانونی که از هر جهت در حد مطلوب است.
•      آماری : سلامتی يعنی ميانگين، فردی که از هر جهت در حد متوسط قرار دارد. بيماری در اين معيار يعنی فاصله (کمتر يا بيشتر) از ميانگين. مثال: کودک بيش از حد لاغر و يا بيش از حد چاق. مبنای اين معيار مقايسه است به همين جهت عيب معيار آماری اين است که تنها در موارد قابل اندازه گيری کاربرد دارد و در زمينه های کيفی جنبه مجازی داشته و علمی نخواهد بود.
بيماری های روانی با 2 علت تقسيم بندی می شوند:
         کنشی (عملکردی): آنهايی که علت عضوی ندارند، يعنی اندام ها سالمند اما وظيفه خود را خوب انجام نمی دهند. و در سازگاری با محيط مشکل دارند.
          عضوی: در اثر معيوب شدن قسمتی از مغز يا سيستم عصبی بوجود می آيد.
بيماری های روانی از نظر شدت و ضعف به 2 گروه:
•      نوروزها•                      سايکوزهاتقسيم می شوند.
 نوروز چيست؟
 جزء اختلالات رفتاری کنشی است (يعنی برای آن علت زيستی شناخته شده وجود ندارد). عملکرد های اصلی شخصيت را در بر       نمی گيرد و فرد بدان آگاهی دارد. به نوروز های روانی سايکونوروز گويند که برای راحتی آنرا نوروز می ناميم.
انواع رايج نوروز: اضطراب، وسواس، ترسهای مرضی (phobia)، هيستری.
 ويژگی های افراد نوروتيک:
1. خود را ناراحت احساس می کنند.
2. نقش اجتماعی خود را از ياد می برند.
3. در مقابل ديگران حالت پرخاش دارند. (مسخره کردن)
4. در مقابل خود پرخاش دارند. (خود کشی)
5. خواب هايشان اختلال دارد. (پرخوابی يا کم خوابی)
6. روابط جنسی آنها مختل است. (نا توانی، اجتناب از ارضای نياز جنسی)
7. خسته به نظر می رسند.
جنبه های مشترک نوروزها:
1. فرد کنترلی روی نيروهای خود ندارد. اين نيرو ها در عقده ها، خودکم بينی ها، وسواسها و اضطراب ها ريشه دارد.
2.  فرد نوروتيک با مشکلات مبارزه نمی کند و سعی در سازش با آنها دارد.
3. قربانی تعارضهای درونی خود است. (اگر بين نيرو های غريزی(نهاد) و نيروهای اخلاقی (من برتر) تعارض وجود داشته باشد اختلال رفتاری بوجود خواهد آمد.
4. در اضطراب دائمی به سر می برد.
5. اغلب حرکات کودکانه دارد و به شيوه کودکی رفتار می کند.
6. نمی تواند با واقعيت يا اجتماع خود سازگاری داشته باشد.
نوروزهای کودکی:
عدم تعادل در کودکان زودتر آشکار شده و مداوای آن آسانتر است و باعث عدم تشديد نوروز در بزرگسالی می شود. و نشانه جسمی و هم نشانه روانی دارند:
            روانی: نسبت به سن خود بی تحرک است، خشک و انعطاف ناپذير گاهی لجباز و پر توفع و اغلب به صورت غير طبيعی با محيط مخالفت می کند. گاهی به صورت فردی سرکش و گاهی بيش از حد کمرو و تنبل جلوه می کند.
2          جسمی: شب ادراری، لکنت زبان، تيک (پرش عضله)
عدم تعادل پدر و مادر نيز می تواند دليل نوروتيک بودن کودک باشد و اين امر بسيار شايع است. همچنين عدم آشنايی با اصول تعليم و تربيت نيز می تواند کودک را به عدم تعادل برساند.
علت های رايج نوروزهای کودکی:
نقش عقده اًديپ و عقده اختگی از علت های نوروز کودکی است.
عقده ی اًديپ: يعنی تمايل جنسی کودک به والد مخالف جنس خود. فرويد بررسی کرد، اًديپ به دو صورت تجلی می کند: علاقه ی پسر به مادر و تنفر او از پدر، علاقه دختر به پدر و تنفر او از مادر. او اين تمايل را عقده ی الکترا ناميد.
اًديپ در اساطير يونان کسی بود که ناآگاهانه پدر خود را کشت و با مادر خود ازدواج کرد.
اين عقده پس از 6 سالگی بر اثر مکانيسم همانند سازی از بين می رود.
عقده اختگی: يعنی ترس از دست دادن آلت تناسلی. گاهی پدر و مادر با ناآگاهی به تشويق جنس مخالف می پردازند مثلاٌ می گويند "تو مرد هستی!" اين سرخوردگی همچنين پس از تولد نوزاد دوم نيز در خانواده ظاهر می شود و گاهی افراد قابليت درک حس حسادت در کودکان و حل اين مساله در آنان را ندارند. گاهی اين عدم ناسازگاری ها باعث می شود فرد برای جلب محبت خود را به بيماری بزند و يا رفتارهای مودبانه از خود نشان دهد. هر يک از آنها می تواند پايه نوروزهای بزرگسالی از قبيل: تعارضهای جنسی، اخلاقی، فلسفی و ... گردد.
درمان نوروزهای کودکی:
عموماً نوروزها درکودکی عمق چندانی ندارد.به همين دليل با چندجلسه مشاوره برای والدين می توان اين ريشه راقطع کرد.همچنين برای کودک     می توان ازشيوه های عملی مانند:نقاشی،خيمه شب بازی واستفاده کردتا ازطريق آنهافردعقده های سرکوب شده ی خودرافرافکنی(خالی کردن) کند.
نوروزهای بزرگسالی:
در بزرگسالان عموماً نوروزها، ماهيت عاطفی دارند.حالت يک بزرگسال نوروتيک مثل اين است که قسمتی از شخصيت او بگويد بلی و قسمتی ديگر بگويد خير. رايجترين نوع نوروز اضطراب است. نوروز عموماً اختلالات جسمی نيز به همراه دارد. مثل: گوارشی (زخم معده)، دستگاه غدد (تیروئید و مرض قند)، تنفسی (آسم)، پوستی (کهير و اگزما).
صفات مشترک نوروزها در بزرگسالان: نارضايتی عاطفی، نارضايتی جنسی، تمايلات جنسی متفاوت با اعتقادات خود و ...
علت نوروزها در بزرگسالی:
1- آمادگی های جسمی، از قبيل: توارثی، سيفليس، همخونی، الکسيم و ...
2-علت های جسمی مثل: مسموميت، غفونت، ضعف و ...
3-تعارض های درونی که 90 درصد ريشه در تعليم و تربيت دارد. به صورت احساس گناه، وسواس و ترديد است.
4-اختلالهای دوران کودکی، بيمار در سازگاری های دوران بزرگسالی عاجز می ماند و از نظر عاطفی در کودکی تثبيت شده است.


 نوروزهای مهم:
1-آسنتی و نوراستنی:
آستنی يعنی ضعف عصبی يا کمبود نيرو. هنگامی که از خواب بيدار می شوند شديداً احساس خستگی دارند. تمرکز حواس ندارند. احساس می کنند سرشان پوک است. علائم افسردگی زيادی دارد به همين دليل اغلب با آن اشتباه گرفته می شود.
علتها: کار زياد، محيط اجتماعی يا خانوادگی خسته کننده، بهبود پس از بيماری گريپ، مسموميت ها و کمبود ويتامين.
نوراستنی، يعنی ضعف عصبی دائم، سستی کلی دستگاه عصبی. در اين بيماری سيستم سمپاتيک و پارا سمپاتيک نظم خود را از دست می دهد.
نشانه های کلی نوراستنی: خستگی زياد، احساس ناتوانی جسمی، خستگی عصبی، ماهيچه ای و مغز. بيمار صبح پس از بيدار شدن خود را ضعيف و خشمگين احساس می کند. بعد از ظهر رو به بهبود می رود و شب سرحال می شود.
2- اضطراب: افراد باهوش اضطراب دارند و اضطراب برای افرادی که فکر می کنند طبيعی است. انسان عادی به مقداری اضطراب نياز دارد تا به فعاليت مجبور شود. اضطراب زمانی مساله ساز می شود که از تحمل انسان فراتر می رود.
اضطراب مرضی: اين اضطراب نه تنها صاحب خود بلکه عمل او را نيز تخريب می کند. جلوه های جسمی به همراه دارد، مثل: رنگ پريدگی، لرزش، ضربان قلب سريع، تشنج، خشکی دهان و ... . اضطراب و ترس عموماً همراه همند.
فرق ترس و اضطراب: ترس عبارت از واکنشی است که در مقابل يک خطر واقعی رخ می دهد، اما اضطراب حاصل واکنش به خطری است که وجود خارجی ندارد. با اين حساب اضطراب کاملاً خيالی نيست و بر اثر يک ترس درونی صورت می گيرد.
3       وسواس:
 دو دلی در کارها و ترديد موجود در ضمير انسان. انديشه ای دائم است که در ذهن حضور دارد و غالباً رنج آور است. وسواس انديشه ای سمج، دردآور و مولد اضطرابهای شديد است. فرد وسواسی در حال نبرد بر سر دليل و وسواس است.
درمان وسواس: روش رونکاوی روش مفيدی است.با درنظرگرفتن زندگی فردوهمه موقعيتهای اجتماعی،خانوادگی،مذهبی وبايدبين روانشناس وبيمار صميميت ايجاد شود.
          ترسهای مرضی:
نوعی وسواس است.عبارت است از يک انديشه، يک شئ يا يک موقعيت معين.
انواع مختلف ترس مرضی:ترس ازمکانهای عمومی وباز،ترس ازمکانهای بسته،ترس ازسکته کردن،ترس ازسرخ شدن وخجالت کشيدن،ترس ازسرايت بيماری، ترس از بيمار شدن و ...
5-     هيستری:
 معمولاً به صورت بيماری جسمی تجلی پيدا می کند. از نشانه های آن، دردهای مختلف، اضطراب، اختلال گوارشی، اختلال در روابط جنسی، عصبانيت و ... حالتی که بيماری روانی در جسم تجلی پيدا می کند را هيستری تبديلی گويند که نشانه های آن: بی حسی، بی هوشی، کوری، فلج، اختلال در راه رفتن، از دست دادن حافظه و ... است .
هيستری در يونانی يعنی رحم. اين بيماری، اکتسابی و گذرا و يا ارثی و دايمی است. و ممکن است در هر سنی بروز کند.
6-      پارانويا:
 از جلوه های پارانويا می توان به عدم تعادل روانی خفيف تا سايکوزهای شديد و توهمات اشاره کرد. در زبان عاميانه پارانويا کسی است که "جنون خودبزرگ بينی" و جنون جور و ستم" دارد. بیماری پارانويا بيماری تغيير شکل شخصيت است. شخص مبتلا غرور نامحدود دارد که گاهی آن را در زير تواضع ظاهری و رياکارانه پنهان می کند، هميشه طلب کار است و دارای خود رايی و خود محوری است. او در خيلی مواقع اظهار می کند که خود را اصلاح می کند در حالی که قبول ندارد در رفتار خود نقصی وجود داشته باشد.
پارانويی ها اغلب به جاهای بالايی از نظر اجتماعی می رسند و اينجاست که تعصب گرايی و ديکتاتوری در عقايد آنها رواج می يابد.و در کل انسانهای پارانويی متکبر و دروغگو و سلطه گر هستند.
کودک پارانويی، خود را زود نشان مي دهد، پرتوقع و زورگو و عبوس است. برای او غير ممکن است که بتواند از نظم گروهی پيروی کند. اين نوع پارانويی در نوجوانی به صورت فرار و سرکشی های اجتماعی و همچنين بزهکاری می انجامد.
سايکوز چيست؟
تفاوت نوروز و سايکوز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است. انسان سایکوتيک با واقعيت بيگانه است و نمی تواند از حالت خود انتقاد کند زيرا به حالت خود آگاهی ندارد. (سايکوز يک اختلال شديد روانی است که در آن ارتباط بيمار با واقعيت قطع می شود. اين بيماران به اختلال شخصيتی خود آگاهی ندارند و در دنيای کاملاً اختصاصی دنيايی که در آن قدرت مطلق دارند به سر می برند به همين علت بايد بستری شوند.)
مثال: فردی را نظر بگيريد که توهم دارد و شيطان را جلوی خود می بيند. اگر او قبول کند که اين توهم پوچ و بی اساس است نوروتيک خواهد بود، اما اگر خيال کند که واقعاً شيطان را می بيند، سايکوتيک به حساب می آيد.
سايکوزهای مهم:
1-      اسکيزوفرنی:
اسکيزوفرنی يعنی با واقعيت قطع رابطه کردن. انسان اسکيزو فرن در رويای درونی زندگی می کند و ارتباطش با عالم واقعيت بريده شده است. ادا و اطوارها، حرکات چهره کاملاً غيرعادی است. غريزه ی حفظ ذات در او کاهش يافته. توهماتی دارد که انها را باور کرده و گاهی با يک مخاطب نامروی صحبت می کند. بيمار می تواند مدتهای زيادی خود را تحت شرايط بسيار دشوار نگه دارد.
اسکيزوفرن ها عموماً خلاقيت های بسيار جالبی دارند. و از نظری هنری قادر به خلق آثار سمبليک و جالبی هستند.
نوجوانی و اسکيزوفرنی: در اکثر مواقع اسکيزوفرنی از آغاز سن بلوغ ظاهر می شود.
رديابی اسکیزوفرنی کار دشواری است. کسی که فرد باهوشی است ناگهان رو به سردی می گذارد و ديگران بی اطلاع، او را تنبل و بی اراده می نامند. زندگی اين فرد به سردی گرايش پيدا کرده . آنچه جلوه می کند، بی هدفی، انزوا و سردی است.
درمان اسکيزوفرنی: دراکثر مواقع بستری کردن الزامی است. زيرا ماهيت اسکيزوفرنی غيرقابل نفوذ است. اما گاهی شوک الکتريکی يا تزريق می¬تواند اثر بخش باشد. گاهی از طريق سمبل هايی که می سازند می توان با آنها ارتباط بر قرار کرد.
2-     مانيک- دپرسيو
از نوع بيماری های ادواری به حساب می آيد ويژگی های زير را داراست:
دوره های مانی: سرخوشی، شور و شوق، جوش و خروش، زنده دلی، سرحالی.
دورهای دپرسيون: افسردگی، غم، عدم فعاليت، بی علاقه گی و دلسردی
•     دوره ی مانی: رفتار های فرد سرشار از شادی و سرخوشی است. دائم شوخی های بي مزه می کند و جملاتی از قبيل "از خنده روزه بر شديم" "از خنده ترکيديم" و ... به زبان می آورد. همه چيز و همه کس را مسخره می کند. شوخی های خلاف عفت می کند. گاهی زوزه می کشد. مدفوع خود را به در و ديوار می مالد و ...
•       دوره ی دپرسيون: بعد از طغيان های دوره مانی دوره افسردگی ظاهر می شود. بيمار روی خط ماليخوليايی می افتد، يعنی غم و فقدان شوق زندگی. از خوردن غذا امتناع می کند.در اين دوره خطر قتل و خودکشی بسيار زياد است. اغلب با توهم همراه است و صداهايی می شنود که او را به مرگ فرا می خواند.
درمان مانيک- دسپرسو: جزء بيماری های توارثی است. برخی روان شناسان معتقدند در اثر بی نظمی عضوی يا کنشی پايه ی مغز (ناحيه ای که آن را هيپوتالاموس در آنجا قرار دارد.) ايجاد می شود. عواملی که ممکن است در بوجود آمدن بيماری نقش داشته باشند، شامل: تصادف، جراحی های مغزی، شوک های هيجانی، ترشح غدد درون ريز. عادات ماهيامه، بلوغ، حاملگی و سقط جنين است. با ترشح غدد درون ريز نواحی هيپوتالاموس عفونت کرده و آسيب پذير می شود.
دوره های اين بيماری ممکن است طولانی (شخصی در طول زندگی فقط يکبار دچار شود) و بعضی کوتاه (سالی يکبار. بعضی ممکن است فقط دچار مانيک يا فقط دچار دپرسيون شود
 

مضرات وآسيبهاي موادمخدر
مواد مخدر به آن دسته از تركيبات شيميايي گفته مي‌شود كه مصرف آنها باعث دگرگوني در سطح هوشياري مغز شود.
مواد مخدر را به چهار گروه اصلي تقسيم مي‌كنند
1- مواد مخدري كه واكنش هاي مغز را آهسته مي‌كند.
اثرات: كم شدن سرعت تنفس و ضربان قلب - كم شدن فشار خون - خواب آور
(هروئين، ترياك، مورفين)
2- مواد مخدري كه به سيستم عصبي بدن سرعت مي‌بخشد.
اثرات: بيشتر شدن سرعت تنفس و ضربان قلب، بيشتر شدن فشار خون، جلوگيري از خواب
(كوكائين- نيكوتين)
3- مواد مخدري كه باعث حالت‌هايي مثل هذيان مي‌شود.
اثرات: از دست دادن حافظه؛ لرزش؛ حالت استفراغ و عوض شدن اخلاق

*مواد مخدري كه از طريق استنشاق استفاده مي‌شود.
اثرات: آهسته شدن فرآيند مغز، بيشتر شدن ضربان قلب و سردرد
(ماري‌جوانا)
سرعت مسموميت توسط مواد مخدر:
- خوردن: بين 20 تا 30 دقيقه
 - تزريق كردن در رگ :بين 15 تا 30 ثانيه
- تزريق كردن در ماهيچه: بين 3 تا 5 دقيقه
- استنشاق: بين 5 تا 8 ثانيه
- ريختن در چشم: بين 3 تا 5 دقيقه


 آثار مواد مخدر بر مغز
مهم‌ترين محل تاثير مواد مخدر بر مغز است. در مغز گيرنده‌هايي وجود دارد كه اين مواد بر آن‌ها اثر مي كنند. اين گيرنده‌ها به 3 گروه تقسيم مي شوند:
1- اثر بر گروه اول سبب تنظيم و كاهش احساس درد، كاهش فعاليت مركز تنفس، يبوست و اعتياد مي‌شود.
2- اثر برگيرنده هاي دوم سبب كاهش احساس درد و افزايش حجم ادرار مي‌شود.
3- اثر مواد مخدر بر گيرند‌ هاي گروه سوم سبب كاهش احساس درد مي‌شود.
اثار سوء مواد مخدر
در شرايط معمولي وقتي بشر از انجام دادن كاري لذت ببرد و به عبارتي ديگر پاداش بگيرد، از مناطق پاييني مغز او موادي به اسم دوپامين و نوراپي نفرين ترشح مي‌شود و بر روي قشر و ساير مراكز حياتي آن اثر مي‌كند و احساس لذت و پاداش به او دست مي‌دهد و سعي در تكرار آن عمل دارد. يكي از آثار سوء مواد مخدر فعال شدن همين سيستم است. بنابراين كساني كه يك بار با اين مواد آشنا مي‌شوند چون سيستم پاداش در مغز آنها تقويت شده، تمايلي شديد به تكرار مصرف آن پيدا مي‌كنند. از بين مواد مخدر هروئين به سهولت در چربي حل مي‌شود. مغز انسان نيز مقدار زيادي چربي دارد و بنابراين در مقايسه با مرفين و مشتقات آن، هروئين پس از مصرف در زمان كوتاه‌تري روي مغز اثر مي‌كند. كدئين نيز كه از مشتقات ترياك است به آساني در سيستم گوارش جذب شده و در بدن تبديل به مرفين مي‌شود. در يك مطالعه روشن شده است كه در معتادان، يكي از آثار سوء مصرف مواد، كاهش جريان خون در بعضي از نواحي مغز است.
اثرات مواد مخدر بر رفتار
1- اين مواد حالت خمودگي، ابر گرفتگي شعور ايجاد مي‌كنند يعني مي‌توانند بيداري بيش از حد بشر را كاهش دهند. مواد مخدر و الكل اين حالت بيداري بيش از حد را كاهش مي‌دهد. بنابراين آنهايي كه كار فكري شديد، يكنواخت و خسته كننده مي‌كنند با اولين آشنايي‌ها در معرض ابتلاي به اعتياد هستند و مواد مخدر و الكل ابتدا ظاهرا آنها را آرام مي‌كند اما پس از مدتي قدرت مبارزه، كار و ثمر بخشي را از آنها مي‌گيرد.    
2- قسمت اعظم دردهاي بشر روانزاد است، انواع كمر دردها، پشت درد، سردرد، دل دردهاي مزمن، دردهاي عضلاني و استخواني، مي‌تواند جنبه رواني داشته باشد. كساني كه با مراجعه به پزشكان مختلف و استفاده از روش‌هاي مرسوم فرهنگي، تسكيني براي درد خود نمي‌يابند، در مقابل مواد مخدر بسيار آسيب پذير هستند. اين مواد اصل درد و عامل ايجاد كننده درد را از بين نمي‌برند فقط  شخص را نسبت به درد بي تفاوت مي‌كنند. مثلاً اگر كسي شكستگي داشته باشد، درد ايجاد شده سبب كم حركتي يا بي حركتي عضو شكسته شده مي‌شود و فرصتي براي محل شكسته ايجاد مي‌شود تا استخوان سازي صورت گرفته و محل شكستگي ترميم يابد اما مواد مخدر واكنش انسان را به درد كه همان بي حركتي و كم حركتي است از بين برده و عضو حركت كرده مي‌تواند جوش خوردن شكستگي را به تأخير بيندازد.
3- در مسير اعتياد؛ بتا آندورفين‌ها كه مواد شبه مخدر درون زا هستند كاهش مي‌يابد، زيرا با ورود مواد مخدر خارجي جاي شبه مرفين‌هاي مفيد و توليد شده در بدن شخص را مي‌گيرد. بنابراين پس از ترك اعتياد و در حين آن كه مواد مخدر خارجي به بدن نمي‌رسد و مغز، ديگر مواد شبه مرفين درون زا ترشح نمي‌كند، درد و حالت روحي ناخوش و اضطراب و بي‌قراري در شخص زياد است كه البته پس از مدتي كه از ترك بگذرد مجدداً مغز مواد لازم را ترشح خواهد كرد.
4- با كاهش آندورفين‌ها در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصيت دشمن كشي مونوسيت‌‌ها كه از سلول‌هاي دفاعي بدن هستند كاهش مي‌يابد. بنابراين شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ها حساستر است و زودتر مبتلا مي‌شود.
اثرات مواد مخدر بر بدن
1- مواد مخدر آن دسته از سلول هاي دفاعي بدن را كه مسئول از بين بردن مهاجمان به بدن هستند، كاهش مي‌دهند و نيز با كاهش فعاليت آن‌ها، مي‌توانند سبب رشد سلول هاي سرطاني شوند

2- تمامي داروهاي مخدر و روانگردان، مغز و نواحي مخـتـلف بـدن را تـحت تـاثـيـر خـود قـرار مي‌دهند و تعادل شيميايي بدن را بر هم مي‌زنند.
مواد روانگردان
تاثيرات رواني مواد مخرب بر هيچكس پوشيده نيست. در ذيل اشاره  مختصري به انواع مواد روانگردان و اثرات آن شده است.
مواد روانگردان به 4 گروه تقسيم بندي مي‌شوند:
•  (محرك‌ها): سركوب گرسنگي، افزايش ضربان قبل و فشار خون. مثال: كـوكـائــين و كافئين.
•   (سركوبگرها): كاهـش انــرژي، هـوشيـاري ذهـنـي، ضـربـان قـلـب، فعاليت جسماني و سرعت تنفس، كاهش سرعت عكس العمل،خواب آور و القاء حالت رويا. مثال: الكل ، مرفين و هروئين.
•  (توهم زاها): تغـيـيـر و اخـتـلال در خـلق و خـو، ادراك و حــواس بينايي، شنوايي و احساسات، القاء حالت
•  (مخدرها): القاء بي‌حسي، كرختي،رخوت و خواب شديد.

 انواع گياهان روانگردان
•   (خشخاش)
داروهاي استخراجي: هروئين، مورفين، كـدئـيـــن، ترياك..
•  (شاهدانه)
داروهاي استخراجي: RAHYDROCANNABINOL و آنـتـي بيـوتـيك است.
•  COCA از آن كوكائين استخراج مي‌شود كه يك آلكالوئيد بي‌حس كننده موضعي است.
• حشيش (CANNABIS) به‌صورت تكه‌هاي جامد، از رزين گياه شاهدانه مي‌باشد، قـهـوه اي و يــا مشكي است.
خطرات كوتاه مدت: احسـاس سـردرگـمـي، اضــطراب، هراس، بدگـمـانـي، تـوانـايـي يادگيري كاهش مي‌يابد، هماهنگي حركات مختل مي‌شود.
خطرات دراز مدت: پارانوئيد، اسكيزوفرني، جنون، روانپريشي، افسردگي و اضطــراب، استعمال آن همراه با سيگار سبب آسيب جدي به ريه ها مي‌گردد.
• ماري جوآنا (MARIJUANA) از برگ، ساقه شاهدانه بدست مي‌آيد.
خطرات: پارانوئيد، آسيب به ريه‌ها، سرفه و عفونت مجاري تنفس، برونشيت.
• هروئين (HEROIN) از خشخاش بدست مي‌آيد، شكل تغيير يافته مورفين است.
خطرات: بسيار اعتياد آور است، هپاتيت، ايدز، اسـتـعمال بيش از حد تنفس را متوقف كرده و سبب مرگ مي‌شود. چون با موادي همچون گچ، آرد، تالك و غيره تركيب مي‌گردد استعمال تزريقي آن سبب ايجاد حساسيت در بدن و خارش شديد مي‌شود. صـــدمه به قلب و عروق خوني، عفونت، هموروئيد و سوء تغذيه، آسيب به كبد و كليه.
• كوكائين (COCAIN) گرد سفيد رنگي كه از برگهاي خشك شده گياه كوكا به‌دست مي‌آيد.
خطرات: استنشاق آن از راه بيني سبب آسيب به پره مــياني بيني شده و در آن ايجاد حفره مي‌كند. آنقدر خطرناك است كه با اولين مصرف مي‌تواند سبب سكته قلبي شود. مشـكـلات تـنـفسي، آسيـب بـــه ريه، تشنج و مرگ ناگهاني. در دراز مـدت نـيـز سـبـب پارانوئيد، توهم، خشونت و كاهش وزن ميگردد.به مغز و قلب نيز آسيب جدي مي‌رساند.
 
• ال اس دي (LSD) مخفف LYSERGIC-ACID-DIETHYLAMIDE است.
خطرات: افسردگي، روانپريشي، جنـون، تشـنـج، مـرگ، خود كشي از عواقب مصرف آن بشمار مي‌رود.

• اكستاسي (ECSTASY)
خطرات: گرمازدگي، افزايش شديد گرماي بدن كه بسيار خطرناك اســت، فرد براي رفع تشنگي مـمـكن اسـت آب فـراوان بـنـوشد كـه ايـن خـود سبب رقيق شدن بيـش از حـد خــون و از مــيان رفتن تعادل سديم خون شـده و سـبـب تـورم اعـضـاء بـدن هـمـچـون مـغز و در نهايت مرگ فرد مي‌شـود، پـس از يـكـي دو روز بـعـد فـرد احـسـاس افسـردگـي و خـستگي مي‌كند، سبب آسيب به كبد، كليه و مغز مي‌شود، توهم گويي، استفراغ، تشنج.
• كتامين (KETAMIN)
خطرات: در كوتاه مدت سبب مشكـلات بـيـنـايي، عـدم تـعـادل و هـمـاهنگي، توهمات وحشتناك و در دراز مدت سبب احساس گم گشتگي و جدايي از واقعيت مي‌گردد.
• متادون (METHADONE)
خطرات: سبب كما و مرگ مي‌گردد.
• آمفي تامين (AMPHETAMINES) 
خطرات: دركوتاه مدت سبب احساس اضطراب، افسردگي و خستگي مي‌شود، افزايش ضربان قلب و تنفس، اختلال در ديد، خشكي دهان، سـرگـيـجـه و خشونت، مرگ ناگهاني و سكته قلبي شده و در دراز مدت سبب توهم، وحشتزدگي، كـاهش وزن، آسيب به مغز و حافظه، تشنج و مرگ مي‌شود.
• قارچ‌ها (MAGIC MUSHROOMS)
خطرات: درد شكم، اسهال، تهوع و مرگ در پي مصرف قارچ‌هاي سمي.
• جي اچ بي (GHB) مخفف GAMMA HYDROXYBUTYRATE است.
خطرات: تهوع، خواب آلودگي، احساس گم گشتگي، تشنج و مشكلات تنفسي.
• حلال‌ها (INHALANTS) 
خطرات: كوتاه مدت سبب تهوع، سرفه شديد، لكه اطراف دهان،خفگي و در دراز مدت سبب سر درد، خونريزي بيني، كاهش حس بويايي، كـاهـش اكـسيـژن به مغز و آسيب به مغز، آسيب به كليه‌ها، كبد و سيستم عصبي و شش‌ها مي‌شود.
• استروئيدها (STEROIDS) 
خطرات: افزايش فشار خون، كلسترول بالا، بيماري كليه و كبد، صدمه به قلب، ديابــت، يرقان، افسردگي، رفتارهاي خشونت آميز. در مردان: رشد سينه، تحليل بيضه، كـاهش اسپرم، ناباروري، آكنه، سكته.
• سركوبگرها و مسكن‌ها   (TRANQUILIZERS= DEPRRESSANT)
خطرات: اعـتــياد آور، كاهش انرژي، كاهش حافظه، افسردگي، بي خـوابـي و حـمـلات هراسي.
• پي سي پي (PCP)
اثرات: عدم تمركز، اضطراب، افسردگي.
• اكسي كنتين (OXYCONTIN)
خطرات: مانند مسكن ها.
• ترياك (OPIUM) خصوصياتي شبيه هروئين دارد.
 از گیاهی به ‌نام کوکنار یا خشخاش گرفته می‌شود. با مصرف تریاک ابتدا نوعی خوشحالی زودگذر به شخص دست می‌دهد. پس از آن مرحله منفی آغاز می‌شود که فرد را به ‌مصرف مجدد تریاک وا می‌دارد. حرکات ارادی معتاد پس از مرحله اول کند‌ می‌شود و شخص نسبت به امور بی‌تفاوت می‌شود.
تریاک سبب مسمومیت حاد و مزمن می‌شود. در مسمومیت حاد که خیلی سریع بروز می‌کند بیمار دچار سردرد، سرگیجه، سنگینی سر می‌شود و سپس احساس تشنگی شدید می‌کند. آنگاه بیمار به خواب عمیق فرو رفته و به طرف مرگ سیر می‌کند. مردمک چشم تنگ می‌شود و دیگر به تحریک با نور پاسخ نمی‌دهد. نفس نیز خیلی آهسته می‌شود و از 4 تا 5 نفس در دقیقه تجاوز نمی‌کند. مرگ ممکن است در طی چند دقیقه تا چند ساعت در اثر اغما و وقفه تنفس پیش آید. گاهی نیز مسموم با یک بهبودی زودگذر چند روز زنده مانده و سرانجام جان می‌سپارد. مسمومیت و مرگ با تریاک فراوان مشاهده می‌شود. مسمومیت مزمن در نزد معتادان دیده می‌شود.

 
 
 
 
 

تاريخ بروز رساني : سه شنبه 21/03/92 ساعت 23:45

Mashhad University of Medical Sciences Contact Details:
Main address: University St., Ghoraishy Building 91375-345 Mashhad, Iran ,
Tel:( 98 511) 841 2081-5 , Fax:( 98 511) 8430249 , E-mail: Info(at)mums.ac.ir Members: - Schools and Hospitals School: Dentistry , School: Health , School: Medicine , School: Nursing & Midwifery , School: Paramedical , School: Pharmacy , School: Traditional Medicine , Hospital: Dr.Sheikh , Hospital: Dr.Shariati , Hospital: Emam Reza , Hospital: Ghaem , Hospital: Hashemi Nezhad , Hospital: Ibn-e-Sina , Hospital: Khatam-al-Anbia , Hospital: Montaserie , Hospital: Ommul-Banin , Hospital: Omid , Hospital: Shahid Kamyab , Hospital: Taleghani , History: Mashhad Faculty of Medicine was officially opened on Nov. 23, 1949 by Dr Zanganeh, the minister of culture. The school started out with 61 students, one associate professor and seven tutors. In 1956, when the school of Arts opened, the two schools merged to form the University of Mashhad. In 1989, the faculties offering Medical Sciences' degrees across the country separated from the Ministry of Culture and Higher Education. New emerging Medical Universities have gone under management of Ministry of Health, Treatment and Medical Education. Thus the original University of Mashhad was divided into two independent universities: "Ferdowsi University of Mashhad" and "Mashhad University of Medical Sciences'. Mashhad University of Medical Sciences operates at present with 8 faculties, 32 hospitals, 179 rural and 147 urban health centers. It covers an enormous area stretching from the north east to the central parts of the country, which makes it the largest university of Medical Sciences providing health care and treatment services. With 597 teaching staff, 1645 MDs with different specialties, 138 dentists, 123 pharmacists and 25, 402 employees, the university provides health care and medical services to the area's large population as well as to over 25 million tourists a year.

آدرس : خراسان رضوي - شهرستان خليل آباد - خيابان امام خميني - شبكه بهداشت و درمان خليل آباد كد پستي : 9677115565 تلفن : 12-57727310 نمابر : 57727315
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است